Show newer

یاد سلام دنیا افتادم. تا یه جایی پیش رفتیم، تا یکی از کل گروه اومد گفت ما که اینهمه زحمت میکشیم، بیاید خودمونم بشیم صاحبش و سهامیش کنیم و رسمیش کنیم و فلان.
تو همون جلسه گفتم یک اینکه کلا به نظرم این کار غلطه. دوم من یه برنامه نویس خوبم، نه یه ژورنالیست، چه مرضیه کاری که الان داوطلبانست و خب، خوب و بد بودنش خیلی اهمیتی نداره رو جدی کنم که بعدا بگن مگه مرض داشتی کاری که بلد نبودی رو قبول کنی. اینه که حتی اگه معتقد بودم این کار درسته هم تمایلی به انجامش ندارم، کشیدم کنار و تموم شد دیگه برام

Forud boosted

میریم برای یک آخر هفته عالی

این باگ لعنتی سه تا تیم رو علاف کرده و هنوز نمیدونیم چیه. تست میکنیم همه چی سر جاشه، بعد میره رو پروداکشن گند میخوره

نسل بی گذشته رو خاک غریب مثل شخم کهنه از یاد میبره.

خداییش تعبیر قشنگیه، گیرم که چرت.

سه ساعته داره پرینت میکنه بدبخت هنوز یک ساعت دیگش مونده :))) اسطوره صبر و حوصلست

‏قدیما پشتکار رو از مورچه یاد میگرفتن، الان از پرینتر سه بعدی.

کویین پشمک
خلاصه اینکه تا یه سال فکر کنی گربت نره، بعد ببینی مادست، رکوردی بوده برای خودش

فیلامنت میخوام :)) ایندفعه همه چی رو یک رنگ میخرم

‏کابینه و کابینت یه کلمه هستن، تو فارسی تلفظ انگلیسیش رو برای کابینه استفاده میکنیم، فرانسوی/آلمانیشو برای کابینت. کلمه دیگری اینجوری داریم؟

یه آسه، یه شاهه، یه سرباز. به نظرم دست خوبیه، ادامه بده.

امیدوارم در امان باشه البته

واندا ویژن هم بین دو تا ریفرش من اومد :))))

اینجا که از آفت آروان در امانه خدا رو شکر :)

Show older
Mastodon

The social network of the future: No ads, no corporate surveillance, ethical design, and decentralization! Own your data with Mastodon!